خرید بک لینک
چه روزگار سختی است !!!!اگر زیاد "وفادار" باشی.....با سگ اشتباهت میگیرند.............................................هیچ وقت فکر نمیکردم اینقد قیمتی باشم.....به هرکس رسیدم مرا فروخت !!!!!

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید :چرا مرا دوست داری…؟چرا عاشقم هستی…؟پسر گفت :نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …دختر گفت :وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی !!؟پسر گفت… :واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …دختر گفت …:اثبات!!؟نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم …شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…اما تو نمی توانی این کار را بکنی …پسر گفت :خوب …من تو رو دوست دارم …چون …زیبا هستی…چون…صدای تو گیراست …چون…جذاب و دوست داشتنی هستی…چون …باملاحظه و بافکر هستی …چون …به من توجه و محبت می کنی …تو را به خاطر لبخندت …دوست دارم …به خاطر تمامی حرکاتت… دوست دارم…دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد …چند روز بعد …دختر تصادف کرد و به کما رفت…پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…نامه بدین شرح بود …:عزیز دلم …تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …اکنون دیگر حرف نمی زنی …پس نمی توانم دوستت داشته باشم …دوستت دارم …چون به من توجه و محبت می کنی …چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…نمی توانم دوستت

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی.... بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی..... بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی... بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی..... بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری.... بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی.... بزن به سلامتی دوست و ادمهایی که از پشت خنجر زدن...

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

از یه جایی به بعد . . . مرض چک کردن موبایلت خوب میشه حتی یه وقتایی یادت می ره گوشی داری دیگه دلشوره نداری که گوشیتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه از یه جایی به بعد . . . دیگه دوس نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بدی حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه از یه جایی به بعد . . . وقتی کسی بهت می گه دوست دارم لبخند میزنی و ازش فاصله میگیری از یه جایی به بعد . . . هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ میشه اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی از یه جایی به بعد . . . حرفی واسه گفتن نداری ساکت بودن رو به خیلی از حرفا ترجیح میدی و می ری تو لاک خودت از یه جایی به بعد . . . از اینکه دوسِت داشته باشن می ترسی جای دوست داشته شدن ها توی تن و فکر و قلبت می سوزه از یه جایی به بعد . . . فقط یه حس داری حس بی تفاوتی نه از دوست داشتن ها خوشحال میشی و نه از دوست نداشتن ها ناراحت از یه جایی به بعد . . . توی هیجان انگیز ترین لحظه ها هم فقط نیگاه میکنی

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

خیلی سخته مگه نه......؟ خیلی سخته که غرورت به خاطریه نفر بشکنه خیلی سخته که همه چیزت روبه خاطر یه نفرازدست بدی اما اون بگه : دیگه فراموش کن... خیلی سخته که دوسش داشته باشی اما نتونی باهاش بمونی... خیلی سخته که یه عمر با خیال یه نفرزندگی کنی اما وقتی فهمیدعاشقشی بره و پشت سرشم نگاه نکنه... چند روز پیش داشتم فکر میکردم عجب دنیای شیر تو شیریه... یه روز دلت واسه یکی پرپر میزنه از فکرش شب و روزتو نمیفهمی.. از حس عشقی که بهش پیدا کردی خفه میشی به خاطرش به هزار بدبختی تن میدی... زندگیتو فقط در اون خلاصه می کنی یه روز که از دستش میدی اول بهت زده میشی... بعد زار میزنی.. گریه می کنی... عین خلها به در و دیوار میزنی.. بعد عصبانی میشی.. هر کاری می کنی که این رابطه خراب نشه... اما نمیشه و تو می مونی و خودت و تنهاییت و یه دل زخم خورده و یه روح آسیب دیده... با کلی خاطره و درد...

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

وقتی دلت رو با گیره به جایی گیر می دی، همین که گیره شل شد، دلت می افته.دلت که بیفته زمین، ضربه می خوره،بعد تکه تکه می شههر تکه اش می افته گوشه ای.بعد اگه تکه های دلت، دلشون برای هم تنگ بشه، معلوم نیست همه ی تکه ها پیدا بشن یا نه. تازه ممکنه هر کسی یه تیکشو برداره و قصه سازی کنه حواست به دلت باشه، با گیره به جایی وصلش نکنی، بزار دلت هر جا که می خواد بمونه

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

مهم نیست ڪه دیگر بآشـے یآ نه... مهم نیست ڪه دیگر دوسم دآشته بآشـے یآ نه مهم نیست ڪه دیگر مرآ به خآطر بیآورے یآ نه مهم نیست ڪه دیگر تورآ بآ دیگرے میبینم یآ نه مهم اینست ڪه زمآنے که تنهآ میشوے .... زمــآنـے ڪه دلت گرفت چگونه و با چه رویـے سر به آسماטּ بلند میڪنـے و میگویـے : خدآیا مـטּ ڪه گنآهـے نڪردم ... پسـ چه شد

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد...

تظاهر به بی تفاوتی،

تظاهر به بی خیـــــالی،

به شادی،

به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست...

اما . . .

چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش

برچسب: نویسنده: سجاد اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 4:48

صفحه بندی